یاسر بختیاری

فقط بخاطر پیشرفت یاس

متن آهنگ تو مریضی یاس و زانیار  سیروان
 
 

واسه رفع درد زخم خستم

دست سرد نحستو بردار از رو دستم

پست رذلی هستی اصلا

شصت دست راستم من میگه بامن نیستی

ریسک بخوام با تو باشم

مگه دیوونم که دعوا کنم از صبح تا شب

اونم با کی با تو یه آدم نا تو

بابا جمع کن و برو راتو

یادته روزایی که من تو هر لحظم

به تو گفتم بی تو دیگه نه اصلا

ولی حالا رسیدم به مرز سکته

پس دیگه نمیکنم یه لحظه فکرت

توی عشق من ردی

تو واسه پیشرفت من سدی

حالا که اینهمه باهام ضدی

بکش کنار بذار با بیاد بعدی

بگو چه به تو بگم بسه دیگه

از دستت حالا شدم خسته دیگه

من دل شکسته شدم ز دستت

حالا یه حرفی دارم بهت

من حتی وقتی پر از

درد رنج و سختی بودم 

تنها بودم من با درد خودم

نخواستم به تو هم دردی کنم

یادته روزایی که من تو هر لحظم

به تو گفتم بی تو دیگه نه اصلا

ولی حالا رسیدم به مرز سکته

پس دیگه نمیکنم یه لحظه فکرت

امروز تو تقویمم علامت گذاشتم

پاک کردم کینه ای که از تو داشتم

پس تو باش با همون عشق جدیدت

ولی متاسفم برات عشوه ندیده

********

دانلود آهنگ تو مریضی

http://s1.picofile.com/file/6509472832/Sirvan_Ft_Yas_Ft_XaniaR_To_Marizi.mp3.html

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٦ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط صبا جهانگیریان| نظرات ()

این لینک دانلود آهنگ:

http://s4.picofile.com/file/7773805799/%D9%85%D9%86%D9%88_%D8%A8%D9%87_%DA%86%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%AA%DB%8C.mp3.html

اینم متن:

منو به چی فروختی به دو تا چشم روشن
به چند تا حرف تب دار به یکی‌ کمتر از من
منو به چی فروختی به نامه‌های پاره
به اون که اندازه من تو رو دوست نداره
منو به چی فروختی به جمله‌های رنگی‌
شکست دل شیشه ایم با چند تا حرف سنگی‌
منو به چی فروختی که سر بود از من مگه
اون که می‌دونست دلم این روزا حالش بده

منو به چی‌ فروختی به اون که عاشق نبود
اون که تو عاشقیمون نقشی‌ نداشت جز حسود
منو به چی‌ فروختی اون از خدا بی‌ خبر
اون که می‌دونست دلم بی‌ تو می‌شه در به در

وقتی‌ میبینم که داری میشی‌ خسته با من / مگه مریضم که بازم بشم دست به دامن؟
نه دیگه نمیخوام که تو رو آزار بدم / برو با خیال آسوده آزاد بگرد
گفتی‌ میمونم تا ته دنیا وعده ما / چی‌ شد؟ تو که عوض شودی بعد یه ماه
کنار اومدم باهات فقط بخاطر حسم / با خودم گفتم اگه یه روز بخواد بره قصم
تمومه. اینارو نفهمیدی / الانم که داری بدون من سفر میری
برو باشه پاشو برو نمون واسه / فردایی که می‌شه همون آش و همون کاسه
می‌گفتن که اعتماد نکن این یه زبون بازه / ولی‌ حیف که گوش ناشنوا نبود حاضر
خودت اینو بگو کی‌ با دلت همسایه تره / اون که فقط فکر می‌کنه به اعضای تنت؟
یا اونی‌ که وجود تو براش مقدس بود / چه فایده دست غریبه با تو همدست بود

منو به چی‌ فروختی به اون که عاشق نبود
اون که تو عاشقیمون نقشی‌ نداشت جز حسود
منو به چی‌ فروختی اون از خدا بی‌ خبر
اون که می‌دونست دلم بی‌ تو می‌شه در به در


یاد اون شبا که گفتم هر چی‌ خیره میشم بهت / باهات سیر نمیشم .. هه هه
واسه تکرار اون شبا دیره بی‌ شک
الان دیگه فقط کارم اینه خیرم به عکسات / شاید الان با این حرفا میرم رو اعصاب
باشه اگه قسمت اینه دور باش خواستم / بدونی که رفتنت خیلی‌ زور داشت واسم
بهت گفتم هر چی‌ خواستی‌ فقط لب تر کن / من برات مهیا می‌کنم ضربدر دو
هر جا خواستی‌ باشم با سرعت برق بودم / با این که توی مشکلات خودم غرق بودم
چون آینده هارو با تو میدیدم حیف رویام / حالا من تنهام تو هم بکن کیف دنیات
باهات کاری ندارم به احترام حسم / با تو بودن پایین آورد اعتبار اسمم
نمی‌خوام که زخمیت کنم من با تیر نفرین / میخوام بدونی تو احساس تو زیر صفری
چه فایده هر چی‌ من بگم تو بازم مریضی / بی‌خیال برو هر جا باشی‌ واسم عزیزی

منو به چی‌ فروختی به اون که عاشق نبود
اون که تو عاشقیمون نقشی‌ نداشت جز حسود
منو به چی‌ فروختی اون از خدا بی‌ خبر
اون که می‌دونست دلم بی‌ تو می‌شه در به در

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٥ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط صبا جهانگیریان| نظرات ()

ایکاشکهحسمایهتلقینبود // کاشعاقبتقصههایتلخاینبود

که یهو بیدار بشی تو از یه خواب ترسناک // یه خواب پر از
مرگ و اتفاق دردناک


ولی ما بیداریم، ببین عیدمون عزا شد // میگم ما، آره
فرقی بینومن نذار چون


ملت من تو این روزا سوگواره // صبر ایران من رو فقط ایوب
داره


مگه درد کم داشتیم آخه این چه دوایی بود // تو این شرایط
سخت، این چه بلایی بود


صبر بده خدا فقط صبر بده // نمی خوام که سرزمینم رو به عقب گرد
بره


هر لحظه رو به افزایش میره آمار // از کودکان دفن شده زیر آوار

امیدوار بودم هموطنام غم نبینن // دوباره فاجعه ای رو
نظیر بم نبینن


تو این شرایط تو مارو تنها نذار یا رب // مخصوصا اونایی
رو که الان عزادارن


من واسه ی آبادی این دیار می کوشم // من واسه ی رفتن شما
سیاه می پوشم


ما، آذربایجانو دوباره می سازیم // بیخیال اونا که از
خوشی زیاد بیهوشن

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٤ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط نیلوفر حسینی| نظرات ()

ایکاشکهحسمایهتلقینبود // کاشعاقبتقصههایتلخاینبود

که یهو بیدار بشی تو از یه خواب ترسناک // یه خواب پر از
مرگ و اتفاق دردناک


ولی ما بیداریم، ببین عیدمون عزا شد // میگم ما، آره
فرقی بینومن نذار چون


ملت من تو این روزا سوگواره // صبر ایران من رو فقط ایوب
داره


مگه درد کم داشتیم آخه این چه دوایی بود // تو این شرایط
سخت، این چه بلایی بود


صبر بده خدا فقط صبر بده // نمی خوام که سرزمینم رو به عقب گرد
بره


هر لحظه رو به افزایش میره آمار // از کودکان دفن شده زیر آوار

امیدوار بودم هموطنام غم نبینن // دوباره فاجعه ای رو
نظیر بم نبینن


تو این شرایط تو مارو تنها نذار یا رب // مخصوصا اونایی
رو که الان عزادارن


من واسه ی آبادی این دیار می کوشم // من واسه ی رفتن شما
سیاه می پوشم


ما، آذربایجانو دوباره می سازیم // بیخیال اونا که از
خوشی زیاد بیهوشن

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٤ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط نیلوفر حسینی| نظرات ()

سلام به همه دوستان و هواداران یاس

میخواستم لینک دانلود بچه های خیابونی رو براتون بذارم مثل همه ی آهنگ های یاس
قشنگ و پر معنی

امیدوارم خوشتون  بیاد

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://yas26.persiangig.com/audio/Bachehaye%20Khiabooni.mp3

اینم متنش

بیاین یه سری بزنیم به زندگی مردم
بیاین بشیم تو
خیابونا و کوچه ها
گم

حرفی هم بزنیم از بچه های خیابونی
که والدین
اون ها بردنشون به ویرونی

درد اونارم بدونیم باهاشون رفیق شیم
تو زندگی
این بچه ها کمی
دقیق شیم


خیلی دوست داشتم بدونم توی دلت چی
میگذره
پدر مادر اون کجان
چرا الان در به دره؟

چرا فقط به خاطر هوس
این طفلای معصوم
به این دنیا
اومدن و به زندگی شدن محکوم

می تونستی
از زندگیش بنویسی یه رمان
شرح
حالشو بیاری توی کاغذ خیلی روان

همه
اونو به چشم یه آدم خیابونی میدیدن

ولی تو از این اسم گریزونی

بعضی
وقتا داداششو روی دوشش کول می کرد

از مردم دوروبرش تقاضای پول می
کرد

خودشو توی یه چاه / سراسیمه کرد نگاه
/ ته دلش کشید آه / مرهم دلش
قرص ماه
بی گناه / بدون همراه / فکرمی کرد دیگه
نداره راه / آس وپاس تو
خیابونا بدون هیچ گونه رفاه

قطره های بارون از سر و
دماغش می
چکید
صدای خنده ها رو از تو خونه ها می شنید

می دید که:
بچه
داره
واسه باباش ناز میکنه

می دید که:
یه مرد چاق به ساندویچ گاز

میزنه

می دید :
همه خونواده جمع میشن میرن گردش

می دید
:
بچه
خوابش میاد مامان می کنه بغلش

می دید که:
بچه ها تو بازی ها
بازیش نمی
دن

می دید که:
سر و وضعشو همه مسخره می کنن


فکر
میکنی اون کسی
که توی کار خلاف افتاده
مادر زادی از اون اول اینطور به دنیا
اومده؟
.........نه........

صورتش سیاه از دوده / لباسای پاره پوره /
گرسنگی تو تنش
افتاد مثله یه خوره

با صدای قار وقوره شکمش یه ملودی
ساخت؟
با موزیک و
صدای من چقدر قشنگ می نواخت

برو کفش واکس بزن مشق
هاتو کنار خیابون
بنویس
مواظب باش زیر بارون دفتر کتابت نشه
خیس

آیندش برای اون واقعآ یه سوال
بود
هدفش رسیدن به آرزوهای محال
بود

یه سری با ایده ی خوب یه سری با
اشتباه
آینده ی این جوونا ختم
میشه به دو راه:

بعضیاشون از امروز تا
فرداها صبر می کنن
گذشته رو
میندازن دور ...آره...باهاش قهر می کنن

با
درس خوندن کار کردن تو جامعه
کسی میشن
به آرزو ها میرسن انسان شاخصی
میشن

بعضا هم زیر بار فقر و
مشکلات
زندگی ازشون میسازه یه آدم
لات

واسه در آوردن پول به هر کاری
دست می زنن
دزدی قاچاقوقتل
خود را
به قعر دوزخ می
برن

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢٤ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط نیلوفر حسینی| نظرات ()

.:: آمین ::.

سخته حرفم، ولی باید رفت

دیگه، تمومه دیگه بریدم

دیگه، خستم از اینکه هرچی

هی اومدمو، نرسیدم

سخته حرفم، ولی باید بدونی خستم

ولی باید بدونی که میرم

با یه یادگاری رو دستم

با یه یادگاری رو دستم

سخته رفتن، بس که سردم

من حرفه دلهای شکستم

من با هر، خاطره با غم

میرم با اینکه وابسته ام

سخته رفتن، تلخه حرفم

ببین من درا (درها) رو بستم

من، از غروب جمعه ام

حتی از سکوت صبح ام

خستم

.:: یاس ::.

سخته حرفم، رسیده وقت رفتن

به یاد اون روزا که اسمت هر یه سطر رو دفتر

نقش می بست چشم با اشک خیرست به

فردایی که تو زندگیم یه بخش دیگه است

من نمیدونم، بهت نمیومد

که خودتو بکشی کنار از کنار من تو بری گلم

نخواستی بفهمی اینو که من عاشقتم

فهمیدم، حق میدم بهت باشه بخند

به من، واقعا که حق داری بخندی

که با اون نگاهت منو به رگباری ببندی

که، بد تر از ۱۰۰ تا گلوله سربِ داغه

با تو فکر میکردم طلوع صبحه آخه

تا وقتی بودی توی زندگیم من غم نداشتم

واست تا جایی که تونستم من کم نذاشتم

البته خودم میخواستم اینا منت نیست

ولی با تو بودن واسه من مِن بعد ریسکه

دیگه با خاطرات باتو خوشم

پس، چون که حتی فکر بی تو بودن کشنده است

بذار بگم، آخرین سطرمو بخونی

من میرم، تا شاید تو قدرمو بدونی

.:: آمین ::.

سخته رفتن، بس که سردم

من حرفه دلهای شکستم

من با هر، خاطره با غم

میرم با اینکه وابسته ام

سخته رفتن، تلخه حرفم

ببین من درا (درها) رو بستم

من، از غروب جمعه ام

حتی از سکوت صبح ام

خستم

.:: یاس ::.

سخته حرفم، رسیده وقت رفتن

گذشت اون روزا تو حرفها بودی حرف اول

حس میکردم اخیرا حرفهات با خراشه

اونجا بود که قهمیدم این قصه آخراشه

وقت رفتنه و وقت دفن قلبمه

و خودت میدونی تمومه الکی جو نده

حرف های تلخت هم که نمک زخممه

و تنها دلخوشیم به قلم دستمه

و باز منمو حسرت اینکه

دوباره تنها

و از خدا حالا میخوام من دو بال پرواز

میدونی چند بار گفتم تو مال من باش؟ بگذریم

دیگه ز دستم در رفته شمار دردا

تو که میدونستی من تکیه گاه محکمتم

بگو با من دیگه چرا دِ آخه نوکرتم

من که هر دقیقه ام وابسته به دقیقه ی تو بود

من که حتی لباس تنم به سلیقه ی تو بود

منی که دست هیچ کسی رو با وجودم نمی گرفتم

تو باعث شدی که توی قلبم بمیره نفرت

رسیده وقت رفتن

هر چند، من از دلت خیلی وقته رفتم

باشه تو بردی و اینا برات افتخارن

هه ، تو ختم عالمیو منم اِندِ خامم

فک نکنی اهل جبران یا انتقامم

خودم باید دقت میکردم تو انتخابم

.:: آمین ::.

سخته رفتن، بس که سردم

من حرفه دلهای شکستم

من درد تموم دنیا ام

که زخم هامو خودم بستم

سخته رفتن، تلخه حرفم

ببین من درا (درها) رو بستم

من، از غروب جمعه ام

حتی از سکوت صبح ام

خستم

خستم

خستم

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٩ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ توسط صبا جهانگیریان| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین